کد مطلب: 18047 تعداد بازدید: ۶۴۸

نقش تربیتی اساتید

دوشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵
 
عنوان: نقش تربیتی اساتید
نويسنده: حجت الاسلام والمسلمین محمد عالم زاده نوری
 
 
 

مقدمه

تزکیه و تعلیم انسان غایت بعثت انبیاست و حوزه‌های علمیه کانون پرورش انسان‌هایی است که مسئولیت تعلیم و تزکیه انسان‌ها را به دوش می‌کشند و در عصر غیبت پیامبران بزرگ الهی پا جای پای آنان می‌گذارند. حوزه‌های علمیه در کارنامه بیش از هزار سال فعالیت خود شخصیت‌های برجسته و ستارگان ممتازی به بشریت تقدیم داشته که تاریخ و جغرافیای انسانی تحت تأثیر شخصیت و فعالیت آنان به خود می‌بالد و از همت و مجاهدت آنان رنگ نور و روحانیت و معنویت گرفته است. عالمان پارسا و عناصر کارآمدی مانند رهبری معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امام خمینی ره، شهید بهشتی، ملاصدرا، فیض کاشانی، شیخ بهایی، خواجه نصیرالدین طوسی، شیخ مفید و ... در شهرها و بلاد مختلف عمر خود را در گسترش تعالیم دینی و تربیت اخلاقی معنوی توده انسان‌ها صرف کرده و آثار پربرکتی برای نسل‌ها و عصرها به یادگار نهادند.

امروزه نیز چشم امید همه مصلحان دردآشنا به حوزه‌های علمیه دوخته شده که با پرورش نیروی انسانی کارآمد دردهای کهنه بشریت را التیام بخشد و گره‌های کور انسان غم‌زده امروز را به دستان کارگشای خود بر اساس آموزه‌های دین مبین خاتم بگشاید.

متولیان مسائل اجتماعی و مسئولان فرهنگی ـ تربیتی جوامع انسانی به صورت طبیعی هر از چندگاه به تنهایی و کمبود توان خود نظر می‌کنند و آرزوی تربیت ابرمردانی که قادر بر حل و رفع مشکلات جامعه باشند را در دل مرور می‌کنند. ای کاش چند نویسنده توانای هنرمند در اختیار بود تا با تدوین متون ادبی تأثیرگذار نسل جوان را به صلاح و صواب می‌کشید. ای کاش دانشمندان اندیشور صاحب قلمی می‌بودند که در پدید آوردن دانش انسانی اسلامی سرعت بیشتری می‌بخشیدند. ای کاش مبلغان و مروجان صاحب نفس پرنفوذی می‌داشتیم که دل‌ها و اندیشه‌ها را به نفس گرم خود سوز و معنا می‌بخشیدند. ای کاش مدیران فرهنگی کارآمدی وجود می‌داشت که بار سنگین طراحی و برنامه‌ریزی و ساماندهی امور فرهنگی شهرها و کشورها را بر دوش می‌گرفت و ایده اثربخش کارگشایی در اصلاح فضای جامعه درمی‌انداخت.

گویا این آرزوها و ده‌ها آرزوی مانند آن بیش از همه، بر دل پاک حجت غایب عصر امام زمان (عج) سنگینی می‌کند. امام زمان نیز در انتظار پدید آمدن دست کم 313 نفر از چنین انسانی به انتظار است تا به اتکای توان و اخلاص آنان نهضت توحید و عدالت را در سراسر گیتی بیاغازد.

دمیدن روح معنویت در انسان‌ها، امامت جمعه و جماعات، عرضه معارف دینی به زبان توده، پاسخ به شبهات اعتقادی، تبلیغ دین، قضاوت، پژوهش و تولید اندیشه، تولید آثار هنری دینی، جریان‌سازی اجتماعی و راهبری دینی انسان‌ها نیازمند منابع کارآمد انسانی است. این منابع کارآمد انسانی کجا پدید می‌آیند؟

اگر شما مسئولیت اجتماعی مهمی بر دوش داشته باشید، یا مثلا به‌عنوان یک مصلح اجتماعی، یک امام جمعه و مدیر فرهنگی تصمیم به ایفای یک نقش بزرگ داشته باشید به‌خوبی درمی‌یابید که برای ایفای این نقش بزرگ چه میزان به نیرو و بازو نیاز دارید. بی‌تردید توان و امکان یک نفر برای انجام یک کار اصلاحی بزرگ در توده متراکم انسانی کافی نیست. من باید به ما تبدیل شود و یک جمع همیار همراه پدید آید تا کارهای بزرگ و رسالت‌های سنگین تحقق یابد. اینجاست که نگاه همه دلسوزان و دردمندان و مصلحان به سوی حوزه‌های علمیه دوخته می‌شود و سرمایه‌گذاری معنوی برای تربیت جوانان مؤمن و پرشور طلبه اولویت اول می‌گردد. به این ترتیب اگر دوراندیش و عاقل باشیم به‌جای پرداختن به خرده‌کاری‌های کم بهره و بی‌سامان به این ضرورت می‌پردازیم و خود را برای آن فردای تابناک آماده می‌کنیم.

اگر امید داشته باشیم که کارگاه پرورش این چنین انسان‌هایی دائر و مسیر تربیت آنان هموار است، می‌توان صبر کرد و دندان بر جگر نهاد؛ 5 سال دیگر ...، 10 سال دیگر ...، 15 سال دیگر ... تا شمار فراوانی از این نیروهای کارآمد در اختیار جامعه قرار گیرد و این سنگرهای خالی را پر کند، این دردهای بزرگ را درمان نهد و این راه‌های ناپیموده را بپیماید.

با پدیدآوردن یک تیم توانا از جوانان تربیت‌یافته رشید امروز می‌توان فردایی نه چندان دور آتش‌فشانی پدید آورد که شعله ایمان و معرفت را در دل‌ها و جوامع بیفروزد و پلیدی‌ها و ناپاکی‌ها و شرک و ستم را بسوزد و موجی از عقلانیت و معنویت و عدالت بر مدار آیین شورآفرین اسلام برآورد.

همه نگاه‌ها در پدیدآمدن این انسان‌های بزرگ به سوی حوزه است. هیچ نهاد و سازمان دیگری این نیاز را نمی‌تواند برآورده سازد و قابلیت تولید و تکثیر این رادمردان را ندارد. بی‌شک نظام تربیتی حوزه‌های علمیه از پدید آوردن چنین انسان‌های بزرگی عقیم نیست و هم‌چنان پنجره‌های امید برای تابش این نور باز است و به لطف مجاهدت امام و امت و جان‌بازی شهیدان فداکار، و نیز آرامش نسبی حوزه‌های علمیه پس از انقلاب، امید پدیدآمدن چنین اعجوبه‌هایی بیشتر شده و به تبع آن تکلیف و مسئولیت ما در پرورش این انسان‌های بزرگ افزایش یافته است.

نمی‌توان منتظر یک تصادف بزرگ برای پدید آمدن این ستارگان درخشان ماند و همه چیز را تنها به عنایت الهی واگذارد! بدون برنامه‌ریزی و اقدام، احتمال پیدایش این کسان بسیار کم است. باید تلاشی کرد و حرکتی ...

باید طلبه جوان امروز را دید؛ طلبه جوانی که تأثیرپذیرترین و آماده‌ترین موجود برای دریافت این تربیت و تأثیرگذارترین موجود برای فردای جامعه است. باید این جوان آماده را به دانایی و ایمان و اراده و اخلاص و تجربه و مهارت تجهیز کرد و تأسیسات روحی و روانی او را برای انجام آن مأموریت بزرگ افزود و توان او را برای ایفای نقش تأثیرگذار اجتماعی و خدمت مجاهدانه بی‌مزد و منت آماده ساخت.

در این مسیر ـ بر اساس سنت الهی در نظام اسباب و مسببات ـ هرچه بیشتر تلاش کنیم و استقامت ورزیم و هر چه بیشتر فکر و زمان و سرمایه صرف کنیم بیشتر نتیجه می‌گیریم و هر چه بیشتر مسامحه کنیم و به برنامه‌های جانبی کم‌فایده دل‌خوش سازیم بیشتر محروم می‌گردیم.

به این همه بیفزاییم که دشمنان دین و آیین و فرهنگ اسلام نیز همین‌گونه می‌اندیشند و برای مقاصد ناپاک خود دستان توانا و نامردان کارآمدی جستجو می‌کنند و در تربیت آنان سرمایه‌گذاری می‌کنند. این بدان معناست که هر لحظه توقف ما در این رقابت سنگین، عقب‌نشینی و خسارت است.

باید از ظرفیت‌های فراوان این عصر بهره گرفت. دیگر نمی‌توان مطلوبیت‌های طلبه کارآمد را در حدود عالمان خوب گذشته تعریف کرد. دیگر نمی‌توان به پرورش نیروهای متوسط قناعت کرد. دیگر نمی‌توان به خوب بودن طلبه راضی شد. باید چهره رادمردانی بزرگ در اندازه نیازهای امروز و متناسب با امکانات این عصر ترسیم کرد و دست‌به‌کار پرورش عالمانی دیگر و انسان‌هایی ممتاز شد.

از اینجا روی سخن به سوی متولیان و مسئولان حوزه‌های علمیه است. با ملاحظه این نیاز و این امکان نمی‌توان آرام ماند و نمی‌توان آرام نشست. این فرصت زرین در شکل‌دهی به شخصیت این جوانان مشتاق و این امکان بی‌بدیل در تجهیز این جان‌های مؤمن و آماده تنها در اختیار شما است. گویا امام عصر نیز در انتظار یک خدمت منحصر به‌فرد و یک اقدام درخشان ما است که از این ماده اولیه آن انسان‌های بی‌همتای بزرگ را برای نیازهای امروز و فردای جامعه جهان پدید آوریم:

وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَة وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ

که یکی از این مردان بزرگ به صدهزار می‌ارزد و به‌سان امتی ظاهر می‌شود:

لان یهدی الله بک رجلا خیر مما طلعت علیه الشمس

اما لوازم و مقدمات چنین تربیتی چیست؟ برای پدید آمدن چنین اعجوبه‌هایی چه باید کرد؟ شاید در پاسخ به چنین پرسش سهمگین و ابهام درشتی تنها به یک کلام بتوان بسنده کرد: «رسیدگی»؛ این یک کلام کوتاه اما پردامنه را بیشتر توضیح خواهیم داد.

نقش‌آفرینی اساتید

در حوزه‌های علمیه عوامل متعددی در تحول شخصیت طلبه نقش‌آفرینی می‌کنند. اما بی‌شک تأثیرگذارترین و موفق‌ترین عامل در پرورش طلبه استاد است. نقش استاد در شکل‌دهی به اندیشه و انگیزه و رفتار طلبه بی‌همتاست و بیشترین رسیدگی در حق طلبه نیز از استاد انتظار می‌رود. این ویژگی مرهون عوامل زیر است:

نخست اینکه بستر تربیت و تحول انسان ارتباط است و فرصت استاد برای ارتباط با طلبه از همه بیشتر است. استاد روزانه با طلبه مرتبط است و فرصت تأثیرگذاری طولانی در اختیار دارد. می‌تواند در این فرصت حرف بزند، عاطفه بورزد، برانگیزد، راهنمایی کند، هشدار دهد، بشکند، بسازد و برافروزد.

دوم: طلبه در مقابل مقام علمی استاد به‌نحو طبیعی کرنش می‌کند و مسحور و مرعوب جلوه‌گری علمی او می‌گردد. طلبه کوچکی خود را در مقابل استاد به علم حضوری درمی‌یابد و گارد دفاعی خود را در برابر عظمت او می‌گشاید.

گویا این اعتبار علمی خودبخود به شخصیت استاد نیز سرایت می‌کند و به اعتبار شخصیتی تبدیل می‌گردد و اعتماد می‌آفریند؛ اعتمادی که بزرگ‌ترین سرمایه در اثرگذاری تربیتی است.

سوم: استاد برخلاف مدیر، معاون آموزش، معاون تهذیب، پرسنل اجرایی و حتی استاد اخلاق مدرسه با گروه محدودتر و جمعیت کمتری روبروست و به‌طبع مشکلات آنان را از نمای نزدیک می‌بیند و با سرعت و دقت بیشتری درمی‌یابد و امکان شناخت استعدادها و قوت و ضعف طلبه را بیش از همه و پیش از همه دارد.

چهارم: انس و صمیمیت استاد در ارتباط طولانی با طلبه روزبه‌روز بیشتر می‌شود و زمینه اثرگذاری و نقش‌آفرینی او هموارتر می‌گردد. همین انس و صمیمیت است که طلبه را به درددل با استاد و بیان مسائل فردی خود تشویق می‌‌کند و از او اذن خیر و سنگ صبوری برای مشکلات طلبه پدید می‌آورد.

از این ظرفیت ممتاز فوق‌العاده و انرژی جایگزین‌ناپذیر حتماً باید به نفع تربیت آن انسان‌های توانا و بزرگ استفاده کرد. کس دیگری برای این منظور نمی‌توان یافت! شما سراغ دارید؟

معاونت تهذیب حوزه که تربیت اخلاقی معنوی طلاب را رقم می‌زند و مدیریت می‌کند حتما باید به این عامل منحصر به‌فرد و استثنائی توجه کند و از آن در مقاصد خود بهره گیرد. بی‌شک نمی‌توان تزکیه و تعلیم طلبه را از هم تفکیک کرد و به دو کانون مختلف وانهاد.

تأثیر استاد در طلبه قطعی است. استاد حتی اگر نداند و نخواهد رنگ شخصیت خود را به طلبه انتقال می‌دهد و ناهشیار بر او اثری می‌افکند. این فرایند ناخودآگاه را باید شناخت و مدیریت کرد و از ظرفیت آن به نفع تربیت بهره گرفت؛ تربیتی پنهان و نامرئی فراتر از آموزه‌ها و ارتباطات کلاسیک که می‌توان بهینه‌اش ساخت و به کارش گرفت.

البته توجه داریم که درجه اثرگذاری استاد و اثرپذیری طلبه از استاد به عوامل گوناگونی بسته است؛ بنابراین تأثیر همه اساتید مانند هم نیست همان‌گونه که تأثیر یک استاد در همة شاگردان مشابه نیست.

وظیفه استاد؛ نیروپروری نه اطلاع‌رسانی

استاد در کلاس درس با مبلّغ بر فراز منبر یا مروّج در رسانه‌های عمومی تفاوت دارد. مروج درصدد اطلاع‌رسانی و انتقال آموزه‌هاست و مخاطب خود را عموم مردم گرفته است؛ عموم مردم کسانی هستند که عمده زمان و توان خود را صرف کارهای دیگر می‌کنند و تا آخر ممکن است به تخصص در آن دانش درنیایند، یعنی تنها از آن اطلاعات سود برند و مصرف‌کننده پیام باقی بمانند؛ اما استاد با کسانی سر و کار دارد که دیر یا زود متخصص آن دانش خواهند شد و آن را فراتر از مصرف شخصی خود به‌کار خواهند گرفت. استاد با حلقه متخصصان مواجه است و نیروپروری برای یک عرصه را برعهده دارد.

از باب تنظیر می‌توان به نظام بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اشاره کرد؛ اساتید رشته پزشکی در دانشگاه‌ها، آخرین یافته‌های پژوهشی را به دانشجویان این رشته یعنی به حلقه متخصصان انتقال می‌دهند. اما مروجان پزشکی آموزش عمومی مسائل بهداشتی درمانی را برای توده جامعه ـ یعنی کسانی که تصمیم نگرفته‌اند در این زمینه تخصص داشته باشند ـ برعهده دارند.

مروج یا مبلغ آموزه‌های عمومی‌تر یک دانش را انتخاب کرده و متناسب با سطح توده مردم به غیرمتخصصان عرضه می‌کند و می‌کوشد تا آن را به زبان مردم عادی ترجمه و در قالب‌های مؤثر و نافذ به آنان ارائه نماید. دغدغه اصلی مروجان، تولید علم یا تربیت نیرو نیست بلکه نوعی آموزش عمومی در سطوح کاربردی و مورد ابتلاست. نویسندگان و تولیدکنندگان آثار تأثیرگذار عمومی، در زمره مروجان و مبلغان به شمار می‌روند. اما استاد علاوه بر انتقال موثر آخرین یافته‌های نظری به حلقات تخصصی و جامعه علمی، باید شاگرد خود را برای ایفای نقش تخصصی در آن زمینه بار آورد. نقش استاد بیش از انتقال اطلاعات و بیش از یک ضبط و پخش است. وظیفه استاد تنها دانش‌افزایی و اطلاع‌رسانی نیست، تربیت است.

نقش‌های تربیتی اساتید

استاد چه تأثیری می‌تواند و باید بر طلبه داشته باشند؟

برای آنکه استاد شاگرد خود را بارآورد و رشد دهد باید در حق او رسیدگی کند. صرف سخن گفتن و انتقال داده‌های علمی، به تحول جان طلبه نمی‌انجامد. استاد علاوه بر تربیت علمی و تحول ذهنی طلبه (یعنی دستیابی طلبه به کمالات ذهنی مانند قدرت تجزیه و تحلیل، دقت، تمرکز، خلاقیت، تفکر منطقی، و ...) می‌تواند و باید به تحول اخلاقی ـ معنوی و شخصیتی طلبه نیز بیندیشد و اقدام کند.

انواع رسیدگی

بهترین خدمت در حق طلبه «رسیدگی» به اوست. نباید طلبه را رها و بی‌سرپرست باقی گذارد و لابلای اشتغالات فراوان مسئولان و اساتید به فراموشی سپرد. لازم است استاد طلبه را به منزله فرزند خود و ثمره عمر خود بداند و در ایجاد ارتباط صمیمی، سازنده و عاطفی با او پیش‌قدم شود و به رشد و حرکت و تحول او نظر داشته باشد و در امور اخلاقی، معنوی، معیشتی، روحی، روانی، خانوادگی، درسی، اجتماعی و .... او حضور داشته باشد. به این منظور این اقدامات از استاد انتظار می‌رود:

1.                 اخلاص در ارتباط 

2.                 پرهیز از نگاه کاسب‌کارانه نسبت به تدریس

3.                 وقت گذاشتن برای طلبه

4.                 بالا بردن همت طلبه برای دست‌یابی به اهداف بلند

5.                 افزایش انگیزه او برای جهاد پرشور علمی

6.                 ترمیم انگیزه‌های فرسایش‌یافته و ایجاد امید به تلاش و حرکت

7.                 تحکیم اعتقادات و باورهای زیرساختی با تبیین و تکرار

8.                 کشف استعدادهای خاص از میان طلاب و سرمایه گذاری ویژه بر آنان

9.                 احترام، تواضع و تکریم طلبه و پرهیز از تحقیر و توهین او

10.             سرکشی مستمر به حجره و گاه به منزل طلبه

11.             احوال پرسیدن از او در صورت غیبت، عیادت او در بیماری، احوال گرفتن از خانواده و فرزندان طلبه

12.             پرهیز از بیان مشکلات شخصی خود حین تدریس و در بین طلاب

13.             گوش دادن به درددل و مشکلات او و همدردی و پی‌گیری تا حد امکان

14.             خیرخواهی و راهنمایی

15.             معرفی الگوهای رفتاری و تهذیبی

16.             بیان نقاط قوت، شناخت نقاط ضعف و تلاش برای رفع آنها

17.             همراهی در سفرهای زیارتی، سیاحتی، علمی، اردوها، برنامه‌های ورزشی، مجالس و مراسم طلاب

18.             انتقال عملی رفتارها به‌عنوان یک الگو

19.             پی‌گیری برنامه‌های علمی و کاری طلبه مانند مباحثه و پژوهش

20.             شناسایی اساتید و مشاوران زبده و معرفی آنها به طلبه و وساطت برای ایجاد ارتباط با آنان

21.             حضور فراوان در میان طلاب

22.             گاهی حضور شاگردان در منزل استاد (البته اگر خانواده، فرزندان یا نوع زندگی شخصی موجب بدآموزی، ایجاد شبهه و امثال آن نماید، این موارد به‌جای رفت و آمد طلاب به منزل استاد، در مراسم عمومی مانند روضه، هیئت، یا جشن اعیاد مذهبی از آنان دعوت شود). 

23.             استفاده از ظرفیت‌ها و استعدادهای موجود در میان طلاب

24.             معنوی ساختن فضای کلاس با ذکر آیات و روایات اهل بیت یا روضه

25.             حضور مستمر در نماز جماعت و مراسم مختلف مدرسه

26.             در دسترس بودن خارج از فضای رسمی کلاس

27.             نشست و برخاست با طلبه و ...

علاوه بر این لازم است استاد به تناسب قابلیت‌های شاگردان این توجهات و رسیدگی‌ها را کم و بیش نماید و با شاگردان ویژه و خاص ارتباط بیشتری داشته باشد، از آنها تکلیف بیشتری بخواهد و برای آنان فرصت بیشتری اختصاص دهد.

شاید همه این عناوین را در این کلمات نیز بتوان خلاصه کرد: دغدغه داشتن، احساس مسئولیت، دردمندی و دلسوزی.

شرایط اثرگذاری بیشتر

تربیت ایجاد تغییر است و برای انسان پذیرش تغییر به صورت طبیعی بسیار دشوارست؛ در شرایط عادی هرکسی در مقابل تغییر، مقاومت و موضع منفی دارد. احتمال ایجاد تغییر در صورت وجود شرایط چندی بالاتر خواهد رفت: فضیلت، علمیت و مهارت.

هر چه استاد به ایمان و فضایل اخلاقی آراسته‌تر و به توصیه‌های خود عامل‌تر باشد تأثیرگذاری و نفوذ او در جان طلبه بیشتر است: إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا[1]

از جمله فضایل اخلاقی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1.     خوش‌خلقی و ملایمت: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك[2]؛ فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏[3] لِينُوا لِمَنْ‏ تُعَلِّمُونَ وَ لِمَنْ تَتَعَلَّمُونَ مِنْه[4]

2.     اخلاص در ارتباط و پرهیز از نگاه کاسب‌کارانه: يا قَوْمِ لاأَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذي فَطَرَني‏ أَفَلاتَعْقِلُون‏[5]

3.     تکریم طلبه و پرهیز از تحقیر و توهین او شرط لازم: أَكْرِمُوا أَوْلَادَكُمْ‏ وَ أَحْسِنُوا أَدَبَهُمْ يُغْفَرْ لَكُم[6]

درجه علمیت استاد نیز در اعتماد طلبه و اعتبار او نزد طلبه مؤثر است. پیش از این گفتیم که طلبه در مقابل منزلت و کمال علمی استاد خضوع می‌کند و آنرا محترم می‌شمارد. هرچه این خضوع علمی بیشتر باشد قدرت نفوذ استاد بیشتر و پایدارتر خواهد بود.

مهارت‌های شاگردپروری و توان ارتباط مؤثر نیز درجه فاعلیت استاد را در اثرگذاری بالا می‌برد.

این سه ویژگی مقبولیت و محبوبیت استاد را بیشتر می‌سازد و او را در انجام مسئولیت مهم خود یاری می‌دهد.

ملاحظه: رابطه استاد با طلبه باید صمیمی باشد. اما این صمیمیت نباید باعث هتک حرمت استاد و از بین رفتن حریم او شود. طلبه باید استاد را همواره استاد و بزرگ‌تر خود بداند نه اینکه به منزله یک رفیق گعده‌نشین برای ساعات سرگرمی خود به او پناه آورد.

ضمنا اگر خانواده یا فرزندان استاد صلاحیت لازم برای الگودهی به طلبه را ندارند در ارتباط با آنان لازم است محدودیت‌هایی اعمال شود. مثلا در این موارد به‌جای رفت و آمد طلاب به داخل منزل استاد، در مراسم عمومی مانند روضه، هیئت، یا جشن اعیاد مذهبی از آنان دعوت شود.

نیز استاد باید از بیان مشکلات شخصی خود در محضر طلاب بپرهیزد و آنان را نگران آینده خود نسازد.

[1] سوره مریم: 96.

[2] سوره آل عمران: 159.

[3] سوره طه: 44.

[4] منیة المرید؛ ص 193.

[5] سوره هود: 51.

[6] مکارم الاخلاق؛ ص 222.

مدیریت مطالعات تربیتی و فرهنگی معاونت تهذیب