کد مطلب: 14862 تعداد بازدید: ۱۰۳۳

اخلاق تدریس

پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴
پدید آورنده: زینب طالبی
فضیلت علم
 
کمال و تمامیّت شخصیّت انسان بر اساس دانش و بینش او استوار است. زیرا در ظلّ این بینش می تواند خود را در رده  فرشتگان آسمانی قرار دهد.
برای نشان دادن عظمت و ارزش علم همین بس که خداوند متعال علم و دانش را علّت کلی و اساس آفرینش همه ی پدیده های هستی اعمّ از آسمان و زمین معرفی کرده است.
خداوند متعال در سوره ی طلاق آیه 12 می فرماید «اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً» خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید واز زمین نیز همانند آن را ، فرمان او در میان آنها پیوسته نازل می شود تا بدانید که خداوند بر هر چیز تواناست وعلم او بر همه چیز احاطه دارد .
اساس و بنیاد هر دانش و محور هر گونه شناخت و معرفت، علم توحید و اطلاع از یگانگی پروردگار عالم است.
همچنین خداوند متعال در آیه «اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ » با نخستین نعمت خویش (علم و بینش) بر آدم ابوالبشر منّت نهاد. زیرا وجود انسان را با زیور علم بیاراست.
از صیغه ی افعل تفصیل (الأکرم) معلوم می شود که عالیترین نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترین مقام و منزلت او یعنی علم و دانش هم طراز است. یعنی باید کرامت نامحدود پروردگار جهانیان را در اعطاء علم و دانش به بشر جستجو کرد.
مع الوصف جایگاه معلّم در بخشش علم و دانش به متعلّمین معلوم می شود.
 
 
آثار علم در معلّم و متعلّم:
آثار علم ابتدا باید در معلّم مشهود شود تا متعلّم از او الگو گرفته و متأثّر از آثار علم به عمل تعلیم و تربیت نائل آید.
برای این که علم آموز بداند آیا علم واقعی کسب نموده و عملا علم آموخته به برخی از آثار علم که در قرآن کریم بر آن اشاره شده است می پردازیم:
 
1-    ایمان:
...وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ  (آل عمران/7) راسخین در علم ، می گویند به همه قرآن ایمان داریم که همه اش از ناحیه پروردگار ما است و به جز خردمندان از آن آیات پند نمی گیرند.
 
2-    اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند:
شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِماَ بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ( آل عمران/18)
خداوند، (با ايجاد نظام واحد جهان هستي،) گواهي مي‏دهد كه معبودي جز او نيست، و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونهاي بر اين مطلب،) گواهي مي‏دهند، در حالي كه (خداوند در تمام عالم) قيام به عدالت دارد، معبودي جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.
3-    خشوع و انعطاف درونی در مقابل پروردگار:
قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا(اسراء/107)
این آیات نمایانگر بخشی از ارزش و فضیلت علم در آیات الهی ونیز بزرگداشت علم و عالم است که تنها به بخشی از آن ها اشاره شد.
با اینکه پیامبر اکرم (ص) از بینش کافی ، حکمت و ژرف اندیشی برخوردار بود مع ذلک خداوند متعال به او می گوید: « قل ربّ زدنی علما»
و نیز در نمایاندن روشن بینی دانشمندان می گوید: «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ» (عنکبوت/43) قرآن نشانه های روشن و آشکاری است در سینه های مردم که علم و دانش به آن ها ارزانی شده است.
 
ویژگی های رفتاری مدرّس:
 ویژگی هایی که مدرّس در عرصه ی تعلیم و آموزش باید دارا باشد به سه بخش تقسیم می شود:
1- رفتار مدرّس نسبت به خودش
2- رفتار مدرّس نسبت به شاگردانش
3- رفتار مدرّس نسبت به درس
 
  ـ ویژگی های رفتاری مدرّس نسبت به خودش:
 
مدرّس برای کسب موفقیّت در عرصه ی تعلیم باید صفات و ویژگی هایی را در وجود خویش ایجاد کرده و کسب نماید.از جمله این ویژگی ها:
 
1- کسب اطمینان از صلاحیّت خویش در امر تعلیم :
مدرّس باید قبل از تعلیم؛ از صلاحیّت و شایستگی خویش برای پذیرش چنین مقامی اطمینان حاصل نماید به طوری که این صلاحیّت و شایستگی در اخلاق و اعمال ظاهریش آشکار شود.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:«الْمُتَشَبِّعُ‏ بِمَا لَمْ یُعْطَ كَلَابِسِ ثَوْبَیْ زُورٍ»(1) «آن‌که بیش از داشته‌های خود می‌نماید، چون کسی است‌که لباس دروغین پوشیده است».

 

2- به کارگرفتن علم:

مدرّس باید عامل به دانسته ها و علم خویش باشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«أَتَأْمُرونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ؛ آیا مردم را به احسان و نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می سازید.» (بقره/44).
امام صادق(ع) در تفسیر آیه 28 سوره فاطر «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» می فرماید: علمای خداشناس کسانی هستند که گفتارشان با کردارشان سازگار است و اگر کسی گفتارش با کردارش هماهنگ نباشد به او عالم اطلاق نمی شود.(2)
امام صادق (ع) در روایتی دیگر می فرماید: «إنَّ العالِمَ إذا لَم یَعمَل بِعِلمِهِ زَلَّت مَوعِظَتُهُ عَنِ القُلوبِ کَما یَزِلُّ المَطَرُ عَنِ الصَّفا؛ اگر عالم به علم خود عمل نکند، پند و اندرز او از دل ها می لغزد، همان طور که باران از روی کوه صفا می لغزد.(3)
 
 
3- حسن خلق و فروتنی
یکی از بهترین روش ها برای تهذیب و تزکیه خویش تواضع و خوش خلقی است. بنابراین مدرّس نیز برای تهذیب و تزکیه خویش و همچنین از آن جایی که اسوه و الگو برای شاگردان خویش محسوب می شود باید با شاگردان و متعلّمان خویش متواضع ، فروتن و خوش خلق باشد.
امام صادق (ع) به نقل از امام علی (ع) می فرمایند: دانشمند واقعی دارای سه نشانه می باشد: 1. دانش و بینش 2. حلم و بردباری 3. سکوت، آرامش و وقار (4) حضرت عیسی (ع) نیز خطاب به حواریون خویش می فرمایند: علم و حکمت نه با تکبّر و خود بزرگ بینی بلکه با تواضع و فروتنی سامان یافته و آباد می گردد، همانطوری که زراعت در زمین نرم و همواره می روید نه در کوه ها.
 
4. سعی و تلاش در آموزش به دیگران
مدرّس باید علم و دانش خود را به کسانی که شایسته دریافت آن هستند آموزش و تعلیم دهد ؛ چون هماتطور که خداوند از انبیاء در نشر و ابلاغ حقایق به مردم پیمان گرفت که دریغ نورزند؛ از دانشمندان نیز در تعلیم علم به افراد نیازمند پیمان گرفت که سعی خود را در نشر و ترویج علم به کار گیرند.
امام علی علیه السلام می فرمایند: إِنَّ الله لَم یَأخُذ علی الجُهّال عَهداً بِطَلَبِ العِلم حَتّی أَخَذَ عَلَی العُلَماء عَهداً بِبَذلِ العِلمِ لِلجُهّال، لِأَنَّ الِعلمَ کانَ قَبلَ الجَهل؛خداوند از نادانان پیمان نگرفت که جویای دانشمندان باشند ؛ مگر آنکه قبلا از دانشمندان پیمان گرفت که علم و آگاهی خویش را در اختیار نادانان قرار دهند؛ زیرا دانش، در مرحله ای قبل از نادانی وجود داشته است.(5)
نکته دیگر این که؛ مدرّس باید در آموزش و تعلیم بین مخاطبان خود تفاوت نگذارد. امام صادق(ع) ضمن تفسیر آیه ی 18 سوره لقمان (وَ لا تُصَعِّر خَدَّکَ لِلنّاس) می فرماید: باید همه مردم از لحاظ دربافت های علمی در دیدگاه تو، برابر باشند.(6)
 
5. دوری از مواضع تهمت و هماهنگی رفتار و گفتار مدرّس:
مدرّس باید مراقب رفتار و کردار خویش باشد تا بین گفتار و رفتارش نا هماهنگی ایجاد نگردد. یعنی نباید سخنی را بگوید که خود مقیّد به انجام آن نمی باشد. چرا که شاگرد، استاد خود را به عنوان الگو و شاخص خود می داند. بنابراین رفتار و کردار وی را به دقّت مشاهده می کند. پس اگر بین گفتار و رفتار استاد تعارض باشد؛ شاگرد نیز اعتماد خود را به وی از دست می دهد و دیگر خود را مطیع استاد نمی داند. و علاوه بر آن گفتاری که بدون عمل باشد تأثیری در شاگردان و مستمعان نخواهد داشت . بنابراین باید رفتار مدرّس با گفتارش هماهنگ بوده و رفتارش تأیید کننده گفتارش یاشد.
 

6. شهامت مدرّس  در بیان حق و جلوگیری از انحرافات:

مدرّس باید به مقدار توانایی خویش حق را بدون مجامله و سازشکاری اظهار کند و اگر مشاهده کرد شخصی از حق روی گردان شده و یا در کیفیت اطاعت او از خداوند متعال کوتاهی و نارسایی وجود دارد؛ باید در مرحله اول از طریق لطف و محبت و با عامل مهر و نرمش او را نصیحت کند .

استفاده از عوامل بازدارنده و بهره گیری از قانون امر به معروف و نهی از منکر در ارشاد مردم به حق و حقیقت، با شرایط متنوع و سنگین تر ویژه ی اساتید و فرهیختگان است و باید آنان نسبت به سایر طبقات مردم احساس مسئولیت بیش تری داشته باشد. زیرا تأثیر بیشتری بر جامعه دارند. به همین جهت پیامبر گرامی اسلام فرمود: «هنگامی که بدعت ها در امت من پدید آید، عالم باید علم خود را اظهار کند و اگر عالم آگاهی ها وعلم خود را در زدودن بدعت ها اظهار نکرد؛ ملعون و مطرود از رحمت خدا می باشد»(7)

بنابر این مدرّسان علوم دینی با آمیزه حکمت و استوار اندیشی و ژرف نگری با ابزار نصیحت های دلنشین و عاملانه (عمل به ان چه می گوید) جامعه را در مسیر بندگی خدا قرار می دهند .

مهم ترین عامل برای حسّ پذیرش دینی در مردم، این است که راهنمایان دینی از مردم و اموال آن ها چشم طمع خویش را بردارند. اگر مدرّس بخواهد شاگرد گوش شنوائی از او داشته باشند نباید به مطامع دنیوی و اموال او چشم بدوزد . زیرا اگر شاگرد بفهمند که راهبر دینی آن ها به آنان و اموالشان چشم طمع دوخته است نسبت به او و علم و دانش وی دلزده و بی اعتنا می شوند و در نتیجه نظام حیات دینی آن ها رو به اضمحلال می رود.

اگر هدف و مقصد یک مدرّس علوم دینی از وجهه ی الهی برخوردار باشد و اطاعت از فرمان الهی را هدف خود قرار دهد، ارشادات و راهنمائی های او در قلوب شاگردان و حتی توده ی مردم، راسخ می گردد و آنان در برابر دستورات چنین فردی سر تسلیم فرود آورده و در مسیر صراط مستقیم قرار می گیرند.

 

- ويژگي هاي رفتاري مدرّس نسبت به شاگردان

نخستین وظیفه ای که مدرّس باید در رابطه با شاگرد مورد توجه و اهتمام خویش قرار دهد این است که شاگردان را تدریجا و گام به گام به آداب و آئین های پسندیده و تمرین روحی نسبت به آداب دینی و حقایق دقیق و پیچیده ی آئین مقدس اسلام آشنا و وادار سازد. انس و عادات به صیانت نفس را در تمام شئون آشکار و نهان زندگی آنان ایجاد کند. به ویژه اگر احساس کرد که شاگردان وی از رشد عقلی متناسبی برخوردار هستند؛ باید سعی کند که چنین عادات مهم و پر ارزش را در آن ها به ثمر رساند.

1 ـ ایجاد خلوص نیت:

نخستین گام در پیمودن مراحل مذکور این است که طلاب را تشویق کند تا رفتار و تلاش های تحصیلی خود را از هر گونه شوائب پاک  و پاکیزه نماید تا کوشش های خویش را در جهت الهی و انسانی و به منظور کسب رضای پروردگار محدود سازند و خدای را در تمام لحظات زندگی مراقب و ناظر اعمال خود بداند. و این خصیصه ی خدایابی و خدا جوئی را تا هنگام مرگ استمرار داده و عملا از چنین حالت والای روحی تا به هنگام رخت بر بستن از این دنیا برخوردار باشند. و سعی کنند مطامع دنیوی به این گنجینه ی گرانبها دستبردی نزندو برای انجام چنین وظیفه ای او باید در این زمینه کارکردهایی داشته باشد؛ از جمله:

1- تشویق و تحریص شاگرد در ایجاد اخلاص در رفتار و استمرار آن تا پایان عمر

2- آشنایی با مزایای اخلاص ( دستیابی به علوم و معارف ـ شرح صدر، حکمت، برکت در زندگی و اخلاق و رفتار شایسته)

3-استفاده از روایات و ضرب المثل ها در زمینه اخلاص

4-ایجاد زهد با متوجه کردن شاگرد به بی ارزشی و ناچیزی دنیا

5- توجه دادن شاگرد به معنویات و سعادت اخروی و روش و سیره بزرگان و بندگان شایسته

6- توجّه دادن شاگرد به اهمیت و ارزش دنیا در کسب اعمال نیک و پاداش اخروی و ایجاد آخرتی سعادتمند

 

2- تشویق و ایجاد شوق علمی در شاگردان:
 
مدرّس باید شاگرد خود را به علم و دانش تشویق نموده و در آنان شوق علمی ایجاد کند و برای رسیدن به این هدف روش های زیر را به کار گیرد:
-    بیان ارزش  و مزایای علم وعلما (این که علما وارث انبیاء هستند و مورد رشک انبیاء و شهداء می باشند)
2- توجه دادن شاگرد به ارزش علم علماء با استفاده از آیات و روایات و اشعار و هر عاملی که اشتیاق شاگرد را به علم افزایش می دهد.
3-ایجاد روحیه قناعت و ساده زیستی و بی توجهی به مادیات. چرا که توجه به مادیات باعث دل مشغولی و دوری از علم می گردد.
 

3- ضرورت دلسوزی و مواسات مدرّس نسبت به شاگرد

مدرّس باید نسبت به شاگرد خود دلسوز باشد و آن چه را نسبت به خود می پسندد برای او نیز بپسندد و آن چه را برای خود نمی پسندد برای او نیز نپسندد. زیرا مواسات مدرّس نسبت به شاگرد نشانه ایمان، حسن رفتار، و دلسوزی او می باشد. در احادیث آمده است «در هیچ یک از شما نمی تواند عنوان مؤمن را احراز کند مگر ان که نسبت به برادر دین خود همان چیزی را بخواهد که برای خود می پسندد»  (8). شاگرد برای مدرّس مانند برادر دینی و فرزندش می باشد و دلیل این رابطه علم و دانش است که خویشاوندی روحی و معنوی ایجاد می کند.

در خصوص رعايت حقوق متقابل مسلمين حديث ذيل وارد شده است كه البته رعايت اين حقوق بين شاگرد و استاد كه شريفترين ارتباط را نسبت به هم دارند ؛ اولي خواهد بود.

امام باقر عليه السلام فرمود: « تقوي و پرهيزكاري را پيشه خود ساز، به برادر ايماني خود نيكي كن و براي او خواهان همان خوبي هايي باش كه كه خود خواهان آن هستي، و از هر امر نامطبوعي كه از آن احساس تنفر و دلزدگي مي كني، از همان امر نسبت به برادر ايماني خود متنفر باش. اگر درخواستي را با تو در ميان گذاشت از وي دريغ مدار و خواسته ي او را برآورده ساز . و اگر از اظهار تقاضا و درخواست خويش خودداري كرد، بايد خواسته ي او را به او عرضه كني تا شرم و حياء او باعث از بين رفتن كار خير نگردد. و اگر به خاطر احسان و نيكويي تو از تو سير نگرديد تو نيز از او سير و ملول نشو. بازو و ياور او باش، چون او بازو و ياور توست. اگر به ضرر تو قيام كرد، اين كار او نبايد موجب مفارقت و جدائي تو از او گردد مگر آنگاه كه حقد و كينه ي خود را علنا به تو اظهار نمايد. اگر در حضور تو نبود حيثيت و منافع او را صيانت كن و اگر در حضورت باشد او را زير سايه ي حمايت خويش قرار ده . سعي كن با ياري و تقويت و احترام و لطف خويش ، او را مشمول محبت هاي خود سازي، زيرا او از آن توست و تو از آن او هستي»(9)

 

4- فروتنی و نرمش نسبت به شاگردان
 
مدرّس نباید نسبت به شاگردانش رفتار تکبر آمیز داشته باشد بلکه باید نرم خو و فروتن باشد. خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می فرماید: « واخفض جناحک لمن اتّبعک من المومنین ؛ پر و بال خود را برای پیروان خود بگستران» (10)
میان مدرّس و شاگرد حق مصاحبت و همنشینی و احترام در رفت و آمد و ملاقات و برخوردها وجود دارد. پیامبر (ص) فرمود:« نسبت به کسی که علم را به او می آموزید، یا از او علم را فرا می گیرید نرم و ملایم باشید»(11). بنابر این مدرّس باید نسبت به شاگردانش خوش خُلق و با محبت ، دلسوز و اهل احسان از طریق علم آموزی به آنان باشد و شایسته است که تمام شاگردان و به خصوص شاگردان برجسته را با بهترین نام ها مورد خطاب قرار دهد. به طوری که موجب حفظ ارزش و منزلت آنان شود.
رسول خدا (ص) برای رعایت احترام و بزرگداشت شخصیت یاران خویش، از آنان با کنیه و نام و عنوان محبوب آن ها یاد می کرد. زیرا آن حضرت از این طریق می توانست و موفق می شد قوّت قلب بیشتری به یاران و اصحاب خود بخشیده و عرصه و مجال در خواست و تقاضاهای آن ها را گسترده ساخته و محبت آن ها را بیش از پیش به خود جلب نماید. بدیهی است که رعایت احترام و بزرگداشت شخصیت دیگران در مورد افرادی که آینده ساز جامعه هستند لازم تر و ضروری تر است.
گاهی محبت و احترام به شخصیّت شاگرد به جای این که او را به فضایل اخلاقی و ترک رذایل رهنمون گردد، وی را مغرور ساخته و موجب خود باختگی او می شود، در چنین صورتی مدرّس باید مراقب باشد که چه نوع رفتار و روشی را با شاگردان مختلف در پیش می گیرد. در برخی از موارد مدرّس ناگزیر می گردد برای نهی از تخلف با خشونت و شدت لحن برخورد کند و به جای نرمش از خشونت استفاده نماید.
 
5- پرس و جو از احوال شاگردان غائب
مدرّس باید در صورت غیبت یکی از شاگردان کلاس، احوال و غیبت او را پرس و جو کند و اگر از پرس و جو نتیجه نگرفت باید کسی را برای اطلاع از احوال او به خانه ی وی بفرستد. اگر بیمار باشد به عیادت او برود و اگر گرفتار غم و اندوه است در صدد رفع آن برآید.
 
6- اطلاع از نام و مشخصات شاگرد

مدرّس باید درباره نام و فامیل ، شهر و مشخصات شاگردان و یا حاضران جلسه درس اطلاعاتی را کسب کند و درباره آنان بیش از حد معمول دعا کند و از خداوند متعال بخواهد که آنان را مشمول لطف خویش قرار داده و دل های آن ها را برای پذیرش علم مستعد ساخته و آنان را موفق به عمل و رفتار به موازین علم نماید.
 

7- تناسب بیان مطالب علمی با استعداد شاگردان

مدرّس نباید از انتقال داشته های علمی خود به شاگردانش کوتاهی کرده و دریغ نماید و اگر افراد شایسته را در پیرامون خود مشاهده کرد نباید در آموزش این علوم مضایقه کند بلکه باید در آموزش علوم و معارفش به آنان کوشا باشد. اما زمانی که شاگردان ظرفیت و استعداد و آمادگی دریافت برخی از مطالب را به دست نیاورده اند، معلّم نباید این علوم و معارف را در اختیار آنان قرار دهد زیرا این امر موجب پریشانی خاطر و تباهی ذهن آنان می گردد و اگر شاگردی از این گونه معلومات از استاد سوال پرسید استاد باید دلیل این خودداری را به شاگرد تفهیم کرده و به او یاد آور شود که علت استنکاف او از بخل ریشه نمی گیرد، بلکه از روی حس دلسوزی و لطف و مرحمت است . و پس از تفهیم این نکته؛  او را به کوشش و پیشرفت در تحصیل تشویق کند تا شاگرد شایستگی دریافت این معارف را به دست آورد.
در تفسیر کلمه ربانی روایت شده است که «عالم ربّانی کسی است که آگاهی ها و معارف کوچک و ساده را قبل از معارف بزرگ و پیچیده به مردم تعلیم می دهد.»(12)
 
8- آموزش تقدم اولویت های دینی و علمی به شاگردان
 
 
مدرّس باید چگونگی تقدم اولویّت ها را به شاگرد خود آموزش دهد و شاگرد خود را از پرداختن به امور غیر ضروری قبل از امور ضروری باز دارد. مثلا به وی بیاموزد که واجب عینی مثل تهذیب نفس و پرهیزکاری بر واجبات کفایی تقدم و اولویت دارند. یا پرداختن به سنّت و معارف دینی بر علوم ادبی مثل صرف و نحو اولویت دارد.

 
9-کوشش در تفهیم مطالب به شاگردان  و رعایت استعداد آن ها
مدرّس باید به شغل مدرّسی علاقه داشته باشد و تمام توان خود را در تفهیم مطالب به شاگردانش به کار گیرد . او باید این وظیفه را تا جایی که کار ضروری و مهم تری در میان نباشد بر سایر نیازها و منافع شخصی  و اشتغالاتش ترجیح دهد . همچنین باید در تفهیم مطالب؛ استعداد و توانایی و حافظه شاگردانش را لحاظ کند و از ارائه ی مطالبی که شاگرد توانایی درک آن را ندارد خودداری نماید.
علاوه بر این مدرّس باید در ارائه مطالب خویش حد تعادل داشته باشد و مطلب خویش را نه بسیار پراکنده و گسترده سازد که شاگرد توان جمع مطلب را نداشته باشد و نه بسیار فشرده بیان کند که درک آن برای شاگردان دشوار باشد. او باید به تناسب سطح استعداد شاگردانش مطلب را ارائه دهد یعنی برای  شاگردان باهوش به صورت گذرا و  برای شاگردانی که در فهم مطلب دچار ضعفند مطلب را شرح داده و تکرار نماید.
مدرّس باید جنبه های اخلاقی را در انتقاد و رد نظرات لحاظ نماید  و اگر نظر کسی را رد می کند باید به شاگرد بفهماند که هدف بیان حقیقت امر می باشد و بیان حقیقت متوقف بر رد یا تخفیف نظر فلان عالم می باشد. نه این که هدف کوبیدن طرف مقابل و اظهار برتری در برابر او باشد.
مدرس باید در طرح مسأله علمی لواحق آن از قبیل نکات لطیف و امثال و اشعار و اشکالاتی که بر آن وارد است و جواب اشکالات را ذکر کند. او همچنین باید اشکالات برخی از نویسندگان را به شاگردان خویش تذکر دهد و آن ها را در این زمینه هشدار دهد. اما باید در بیان این امور از نیت صحیح انسانی و حس حقیقت جویی برخوردار باشد و هدف او فقط ارشاد شاگردان خویش باشد و مواظب باشد که گرفتار غرور نشود.
 
 
10 - تشویق شاگردان به اشتغالات علمی و تکرار دروس

مدرّس باید شاگردانش را به اشتغالات علمی و تکرار محفوظات در تمام اوقات  تشویق کند و از مطالب مهمی  که به آن ها ارائه نموده؛ پرسش هایی مطرح نماید و اگر شاگردی مطلبی را که مدرّس ارائه کرده به خوبی فهمیده باشد در صورتی که احتمال عجب او را ندهد، در حضور دیگران  از او تجلیل نماید. و اگراحساس کرد  شاگردی در فهمیدن درس و دقت در مسائل مربط به آن  کوتاهی ورزید؛  در گام اول در خلوت به او تذکر دهد. زیرا مدرّس و استاد همچون طبیب و پزشک است که می داند دارو را در چه جایی به کار برد و آن دارو در چه شرایطی می تواند در بیمار مؤثر و سودمند واقع می شود.

 

11- طرح مسائل دقیق از شاگردان و آزمایش هوش آنان

مدرّس  باید  مسائل دقیق و پیچیده را که سودمند به نظر می رسد برای شاگردانش مطرح کند و با طرح این مسائل، قدرت درک و گیرندگی ذهن آنان  را بیازماید تا در ضمن آن،  شاگردان باهوش  و برجسته کلاس مشخص شوند.

 طرح مسائل دقیق این فایده را دارد که از رهگذر آن، ذهن شاگردان با تمرین و ممارست تقویت شده و با دقت و باریک اندیشی خو می گیرند.

مدرّس پس از شناسایی استعداد شاگردان، نباید شاگردان کم استعداد را مورد سرزنش قرار دهد مگر اینکه سرزنش و سخت گیری به صلاح شاگرد باشد. از ابن عمران روایت شده که  پیامبر (ص) فرمود: بعضی از درختان طوری است که دچار برگ ریزی نمی شوند، چنان درختی نمودار شخصیت یک مسلمان است. سپس به یارانش فرمود: این درخت چیست؟ ذهن یاران پیامبر متوجه درخت های بیابانی شد . ولی به خاطر من رسید که درخت مورد نظر، باید درخت خرما باشد، ولی از بازگو کردن آن خجالت کشیدم. اصحاب و یاران پیامبر عرض کردند : بفرمایید این درخت چیست؟ فرمود: درخت خرما است. پدر ابن عمران به پسرش گفت: اگر پاسخ خود را زودتر بازگو می کردی در نظر ن از فلان و فلان چیز بهتر بود.ا

همچنین مدرّس اگر از تدریس درس خود فارغ شد ، طرح سوال و تکرار مشکلات آن درس ، هیچ ضرری ندارد. چون از این طریق می تواند میزان حفظ شاگردان را درباره ی درس خود آزمایش کند. و اگر ملاحظه کرد شاگردی توضیحات او را درست درک کرده باید از او تشکر و قدردانی نماید. و اگر دید شاگرد دیگری مطلب را کاملا درک نکرده است، با صبر و حوصله ، دوباره آن مطالب را به او تفهیم کند و به این صورت مراتب محبت و لطف خود را به او ابراز نماید.

علاوه بر این مدرّس باید شاگردان خود را موظف سازد که درس را به صورت جمعی برگزار کنند . زیرا انعقاد مجلس به صورت جمعی، فوائدی دارد که در درس های انفرادی نیست. و نیز از شاگردان خود بخواهد پس از تمام شدن درس، توضیحات و تقریرات او را میان خود تکرار کنند تا از این طریق بیان او در اذهان شاگردان تثبیت گردد.

 

12-احترام به شخصیت شاگرد و اهمیت دادن به افکار او

مدرّس باید در بحث و گفتگو با شاگردانش منصف باشد و اگر مطالب مفید از شاگردی شنید به ارزش آن اعتراف نماید، چرا که این رفتار از برکات مدرّس و دانش است.

برکت علم در انصاف است و اگر کسی منصف نباشد نه می تواند مطلبی را بفهمد و نه آن را بفهماند. مدرّس  باید به سوالات به جای شاگردانش بدون تکبر گوش دهد و نباید نسبت به شاگردان با استعدادش حسادت ورزد.

 

 

13_عدم تبعیض در محبت به شاگردان

مدرّس نباید در اظهار محبت و توجه به شاگردان در صورتی  که از لحاظ سن و فضیلت و دین داری تقریبا برابر هستند، تبعیض و تفاوتی قائل شود، زیرا تبعیض موجب ناراحتی های روانی و بیگانگی روحی شاگردان از یکدیگر می شود اما اگر بعضی از شاگردان از لحاظ تحصیل و حسن ادب بر دیگران برتری داشته باشند مدرّس باید از آنان تجلیل نماید و آنان را از لحاظ محبت بر دیگر شاگردان ترجیح دهد و علت احترام و تقدیر از او را به شاگردان متذکّر شود و این تبعیض اشکالی ندارد چرا که موجب تلاش و حس رقابت در شاگردان می شود.

 

 

14-  رعایت تفاوت استعداد و لزوم آزمایش هوش  شاگردان

وقتی مدرّس احساس کرد که شاگردی انتظار و درخواستی بالاتر از توانایی و استعداد خود دارد باید او را به مدارای با خویش توصیه نموده و او را متوجه اشتباه خود بگرداند.

اگر مدرّس  احساس کند که شاگرد با کوشش های افراطی خویش دچار خستگی روحی گشته باید او را توصیه به استراحت و کاهش اشتغالات علمی و عدم خواندن کتابی که بالاتر از فهم و استعداد اوست بنماید. اگر شاگردی به معلم خود جهت مشورت در مطالعه فن خاصی مراجعه کند استاد باید مطابق سطح هوش و استعداد شاگرد او را راهنمایی و جهت دهی کند. و او را از اشتغالات متنوع و پراکنده باز دارد. همچنین باید معیار اولویت بندی در فراگیری علوم مختلف را یاد دهد. اگر مدرّس  از طریق آزمون و امتحان استعداد شاگرد یقین پیدا کرد و یا قویا احتمال داد که او در علم و فن خاصی که سرگرم تحصیل در آن است موفقیّتی به دست نمی آورد، و به پیشرفتی نائل نمی گردد، باید به او دستور دهد که آن علم و فن را ترک گفته و به فن دیگری اشتغال ورزد، فن دیگری که موافق ذوق و استعداد و در خور شایستگی و آمادگی ذهنی او است. در چنین صورتی این امید وجود خواهد داشت که او در آن علم و فن، پیروزی و موفقیت کسب کند.

 

 

15-  احترام مدرّس به اساتید و دیگر علوم

اگر مدرّس  فقط عهده دار تدریس و یا متخصص در علوم خاصی باشد نباید سایر علوم را که تدریس نمی کند در نظر طلبه تحقیر کرده و بی ارزش جلوه دهد.زیرا این تحقیر و خرده گیری از سوی مدرّسان بی سواد و کم فضل به چشم می خورد.  انسان نسبت به چیزی که درباره آن آگاهی و بینش ندارد احساس نفرت و کینه دارد. امام علی (ع) می فرماید: مردم دشمن نادانسته های خویش اند. «قَالَ علی عليه السلام: النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا»  (13) مدرّس باید راه گشای طلبه  برای دانش و علوم و دانش های دیگر باشد. علوم و دانش هایی که خود در آن تخصّص و کارآئی ندارد ولی موظّف است این دانش ها را ارج نهاده و در صورت نیاز طلبه به چنین دانش هایی، او را به مدرّسان متخصّص راهنمائی کند. زیرا این گونه ارشاد و راهنمایی یکی از وظایف ضروری همه ی مسلمانان و در خور وظیفه و رسالت راهبری است و بدین وسیله، دین و دانش پاسداری می شود.

 

16- راهنمایی شاگردان به مدرسان شایسته

یکی از وظایف بسیار مهم مدرّس نسبت به شاگردان این است که اگر شاگرد از استاد دیگری تعریف و تمجید نمود؛ آزرده نشود و باید مصالح شاگرد را در نظر بگیرد. چرا که تنگ نظری از ویژگی های اساتید کم ظرفیت و از آسیب های اساسی آموزش است و چنین مدرّسانی در اجرای نقش معلمی رضایت الهی و رسالت آموزش را در نظر نگرفته و نیت آنان ارضای حس برتری جویی می باشد.

مدرّس باید بداند که وظیفه او در امر آموزش نوعی مأموریت الهی است و لذا اگر این مأموریت را شخص دیگری نیز بر عهده بگیرد، نباید ناراحت شود چون سپردن این ماموریت به دست افراد دیگر چیزی از حیثیت او نمی کاهد و اگر در این امر فرمان خدا را امتثال نماید مقام او در نزد خدا افزایش می یابد.  علاوه بر این امر مدرّس اگر مشاهده کند که شاگرد وی استعداد و آمادگی پذیرش و یادگیری مطالب متعددی را دارد و او توانایی تدریس چنین علومی را ندارد باید او را به مدرّسی دیگر معرفی نماید. این گونه ارشاد و راهنمایی ، مقتضای طبع وظیفه شناسی و دلسوزی و نمایانگر حس حفظ امانت در هر مدرّس متعهّد و مسئول می باشد.

اما اگر استادی که شاگرد می خواهد به وی مراجعه نماید از نظر علمی و شخصیتی شایستگی کافی را نداشته باشد مدرّس باید شاگرد خود را از مراجعه به وی نهی نماید.

 

17_آماده ساختن و معرفی مدرّسان شایسته برای جامعه

اگر مدرّسی در شاگردش استعداد و آمادگی تدریس و تعلیم را مشاهده کند باید زمینه فعالیت در این عرصه را برای وی فراهم کرده و او را در جمع و مکان های علمی و آموزشی معرفی کرده و دیگران را به استفاده از ایشان ترغیب کند. این معرفی عامل پیشرفت علم و دانش و به صلاح جامعه، معلمان و شاگردان می باشد. اما اگر شاگرد هنوز توانایی و شایستگی کافی برای تدریس کسب نکرده باشد، استاد باید او را در خلوت از این امر منع نموده و ارشاد نماید و در صورت عدم تاثیر نهی در خلوت او را در جمع به هدف صحیح نکوهش نماید تا وی را وادار به ادامه تحصیلات و تلاش بیشتر نماید.

 

 -آداب و وظایف ویژه معلم در تدریس و جلسه درس:

 

1- آراستن ظاهر برای تجلیل از جایگاه علم

مدرّس باید با آمادگی لازم و ظاهری تمیز و آراسته وارد کلاس درس شود. و قصد وی از آراستن ظاهر و توجه به پوشش، به جهت تجلیل از علم و دانش و ارج نهادن به شریعت مقدس اسلام باشد. به لباس فاخر و گرانبها اهمیّت ندهد. بلکه او باید لباس جامه ای بپوشد که  وقار و متانت او را حفظ کرده و دلهای ناظران را به وی جلب نماید. احادیث و نصوصی که به ما رسیده است همه حاکی از آن است که باید اعضاء  برجسته ی هر مجمع و مجلسی لباسی را انتخاب کنند که وقار آفرین بوده و قلوب مردم را جلب نماید. و حتی همه ی مردم در تمام فرصت هایی که در میان اجتماع اجتماع به سر می برند باید از چنان لباسهایی استفاده کنند   و سعی کند رنگ لباسش متناسب با جلسه درس باشد و همچنین سعی کند بجای لباس فاخر و گران بها لباسی بپوشد که موجب وقار او شود. مرحوم کلینی در الکافی ضمن کتاب «تجمّل؛ آداب آرایش و پیرایش در اسلام» اخبار و احادیث صحیح و معتبری در این زمینه آورده است.

 

2-دعا و یاد خدا در آغاز درس

زمانی که مدرّس می خواهد از خانه ی خود بیرون بیاید ، دعائی که از پیامبر اسلام(ص) روایت شده، بر دل و زبان جاری سازد و بگوید:


«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَضِلَّ أَوْ أُضَلَّ ، أَوْ أَزِلَّ أَوْ أُزَلَّ ، أَوْ أَنْ أَظْلِمَ أَوْ أَنْ أُظْلَمَ ، أَوْ أَنْ أَجْهَلَ أَوْ أَنْ يُجْهَلَ عَلَيَّ اللهم انفعني بما علمتني و علمني ما ينفعني و زدني علما و الحمد لله على کل حال اللهم إني أعوذ بک من علم لا ينفع و من قلب لا يخشع و من نفس لا تشبع و من دعاء لا يسمع؛ خدایابه تو پناه می برم که مبادا گمراه گردانم و یا گمراه گردم، بلغزانم و یا بلغزم، ستم کنم یا ستم ببینم، دیگران را به نادانی کشانم و یا خود دچار آن گردم . خدایا آن که سر به جوار و همسایگی تو نهاد، سرفراز است. و ستایش تو، بس عظیم و شکوهمند می باشد، و جز تو کسی شایسته ی عبادت و بندگی نیست.» (14)

سپس بگوید: «بسم الله، حسبی الله، توکلت علی الله، لا حول ولا قوّه إلا بالله العلیّ العظیم، اللهم ثبّت جنانی وأدرّ الحقّ علی لسانی؛به نام خدا، خدایی که حوائج مرا کفایت می کند. خویشتن را بدو می سپارم. همه ی نیروها و جنبش ها تحت ید قدرت خدائی است که والا و بزرگ می باشد. بارخدایا قلبم را پایدار و استوار نگاهدار و حق را بر زبانم جاری ساز.

مدرّس باید از لحظه ای که پا از خانه بیرون می گذارد و در جهت رفتن به جلسه ی درس گام بر می دارد، ذکر و یاد خدا را استمرار دهد و وابستگی خویش را با او حفظ نماید تا آن گاه که وارد جلسه ی درس می گردد.

 

3- استمرار ذکر خدا برای کسب توفیق در درس

مدرّس باید هنگام ورود به جلسه درس به حاضران در آن جلسه سلام نماید و اگر جلسه درس در مسجد باشد بزرگان توصیه می کنند دو رکعت نماز تهیّت بگذارد و اگر جلسه در خارج از مسجد باشد، دو رکعت نماز شکر یا حاجت یا هر نماز دیگر به جای آورد به امید این که خداوند به وی توفیق عطا کند و تأثیر گزار در درس و بحث باشد.

 

4_ رعایت ادب و وقار هنگام نشستن

مدرّس باید در جلسه درس باوقار و ادب و تواضع بنشیند و از طرز نشستن زننده و مکروه پرهیز نماید و در صورت امکان به پشت یا پهلو تکیه ندهد و تمامی آداب نشستن را به نحو احسن رعایت نماید و اما در پایان جلسه درس رعایت موارد مذکور ضورورتی ندارد.

 

5_ تنظیم جهت نشستن معلم در جلسه درس

بعضی از علما معتقدند که معلم باید در جلسه درس رو به قبله باشد. و این اعتقاد بخاطر فرمایش پیامبر می باشد که فرمود بهتری نشستن ها، نشستن رو به قبله می باشد."خیر المجالس ما استقبل بها"  اما اگر معلم پشت به قبله باشد بعلت رو به قبله شدن شاگردان چنین نشستنی هم مستحب خواهد بود، همین مورد در مورد قاضی و شکایات نیز صدق می کند چون خود را در محضر خدا می بینند (15)

 

6- اصلاح هدف ونیت

معلم باید قبل از شروع به تدریس نیت و هدف خود را اصلاح کند به این صورت که هدف او تعلیم و تبلیغ علوم و احکام اسلامی باشد و این که از طریق تدریس بر مراتب علمی خود بیفزاید و حقیقت را آشکار سازد یعنی از افکار نادرست و باطل به سوی حقیقت رهنمون شود.

او باید اهداف والا را در خود زنده کند زیرا ارزش اعمال هر کس بر اساس اهداف و نیت او استوار است و منظور از نیت اقرار آن به زبان نیست، بلکه آن همان تحکیم اراده بر انجام کار مخصوص است که فقط بخاطر انجام فرمان خدا و رضای او صورت می گیرد.

 

7- حفظ وقار و متانت در جلسه درس

معلم باید در جلسه درس در نحوه ایستادن و حرکت نمودن تعادل داشته باشد یعنی از ایستادن در یک جا بدون حرکت و یا تحرک بیش از اندازه و بیهوده خودداری نماید. به منظور تجدید نشاط و شادابی و زدودن فرسودگی خاطر مزاح و شوخی اندک داشته باشد. چنانکه پیامبر اسلام و ائمه اطهاذر گاهی رای ایجاد انس و الفت میان خود و همنشینان خود مزاح و شوخی می کردند.

جدی بودن مدرس و حفظ  وقار او  مانع از این نیست که پاکدل و خوشگو باشد، و با شاگردان خود مطابق مقتضیات، مزاح نماید. برخی از دانشمندان روحیه ی مزاح را یکی از صفات ضروری مدرس شمرده اند. زیرا مدرس با مزاح های جسته و گریخته خود می تواند بر بسیاری از مشکلات روزمره فائق گردد.

البته همانطور که شهید ثانی یاد اور شدند نباید مزاح را عادت خود قرار دهد و از حد متعادل آن تجاوز کند، زیرا اگر مزاح از حد خود تجاوز نماید باعث جرأت و جسارت شاگردان نسبت به مدرس گشته و احترام او را در معرض خطر قرار می دهد.

 

8_ توجه و طرز نگاه مدرس به شاگردان

مدرس باید مکان نشستن خود را طوری تنظیم نماید که بر تمامی اعضای کلاس درس تسلط و توجه داشته باشد همچنین اوباید در نگاه و توجه کردن به شاگردان عدالت را رعایت نماید. وقتی شاگردی از او سوال می پرسد باید توجه و نگاه خود را به وی متوجه گرداند. تخصیص و انحصار التفات و توجه به افراد مترفّع و محدود ساختن نگاه به افراد مشهور شیوه ی جباران و ریاکاران است.

9_ احترام به شاگردان و توجه به مزایای آن ها

مدرس باید نسبت به همه شاگردانش خوش اخلاق و خوش رفتار باشد و از شاگردان فعال و ممتاز کلاسش قدردانی نماید. او باید نسبت به شاگردانش محبت و ابراز علاقه نموده و به آنان احترام بگذارد. چرا که این امر باعث اعتماد شاگردان به او می شود و شخصیت مدرس در نزد شاگردان بالا می رود.

روانشناسان معتقدند یکی از نیازمندی های روانی  شاگرد آن است که مورد محبت معلم قرار گیرد؛ تا معلم بتواند اعتماد و علاقه او را نسبت به خود و درس جمع کرده و حس طاعت و محبت را در او بیدار سازد.

شهید ثانی می فرماید: تامین  این نیاز روانی شاگرد می تواند زمینه بهره وری بیش تر شاگردان را در امر آموزش فراهم بیاورد.

درس معلم ار بود زمزمه محبتی    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پا را

 

 

«مطالب اين بخش هر چهار روز يك بار بروز رساني مي گردد»            
...............................................................................

پی نوشت ها:

(1) بحار الانوار،ج2،ص123
(2) کافی، ج1،ص 44
(3) کافی، ج1، ص56
(4) کافی، ج1، ص45
(5) کافی، ج1، ص51
(6) کافی، ج1، ص51
(7) کافی ج1 ص 70 و منیه المرید، ص65
(8) منیه المرید ، ص 67، کنز العمال، ج1،ص41
(9) منيه المريد، ص227
(10)   شعراء ،   215
(11) منیه المرید ، ص 69
(12) تذکره السامع، ص52
(13)نهج البلاغه، حکمت163
(14) منیه المرید، ص258
(15)سفینة البحار، ج 1، ص 166